به وقتش انجام نمیدهند.جماعتی که وقتی سرکارند تفریح می کنند و
موقع تفریح به بن بستهای کاریشان می اندیشند.جماعتی که موقع کار
ذکر روز رو زمزمه می کنند اما همین جماعت پاسخ پیچیده ترین مشکلات
کاریشون رو سر نماز پیدا می کنند؟جماعتی که وقتی در دفتر
یا محل کار خود هستند یا اس ام اس بازی می کنند،یا تو فیسبوک و بلاگفا
وسایر سایتها فان می کنند و یا دارند مثل بچه ها لانه خوکهارا ویران میکنند
درعوض همین جماعت وقتی به اتفاق خانواده تشریف می برند پیک نیک،
که معمولا یا کم اتفاق می افتد و یا به اصرار فرزندانشان،به یاد سررسید
چکها می افتند،به قراردادهای مالی نیمه کاره شان فکر می کنند و دنبال
حل مشکلات مالی و کاری خود هستند.این روند ادامه پیدا می کند و در
فاصله آنها با فرزندانشان بیشتر و بیشتر می شود.تا اینکه چشم باز می
کنند می بینند دخترشان با غریبه روهم ریخته یا از لباسهای پسرشان
بوی سیگار میدهد.آنجاست که از خود می پرسند: مگه من چی تو زندگی
واسه بچه هام کم گذاشتم؟
دنیای مسخره ای برای خود ساخته ایم.دنیا فی النفسه زیباست اما این ما
هستیم که گند زدیم بهش.چرا وقتی دور هم هستیم همش از سیاست
و اقتصاد و دربهترین حالت از فوتبال صحبت می کنیم.همیشه بحث بر سر
انتخابات و احزاب و اختلاص و سکه و دلار و مسکن و پرسپولیس و استقلال
و هزار تا موضوع احمقانه دیگه هست.چرا کسی نمیاد تو یه جمع دوستانه
یا خانوادگی یه بیت شعر بخونه یا یه تاتر هنری رو تفسیر کنه؟چرا کسی از
پروانه ها نمیگه؟چرا هیچ کس از رویاهای دوران بچگیش که الان فراموش
شدند حرفی به میون نمیاره؟ چرا؟
ما را در سایت خرید پروژه های دانشجویی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: malheh
بازدید: 78